بازدارندگی

مصطفی عزیزآبادی


چكيده

این ایده به اندازه خود جنگ قدمت دارد اما بعد ازجنگ عمومی هسته ای بود که به عنوان استراتژی بزرگ یک کشور پیشرفته ظهورکرد. بازدارندگی استراتژی جنگ نیست بلكه استراتژی صلح است، بازدارندگی دشمن را از نظر فیزیکی دفع نمی کند بلکه از نظر روانی وی را از تجاوز منصرف می کند.بازدارندگی نه تنها در میان کشورها و دولتها به چشم می خورد بلکه میان انسانها و حتی حیوانات وجود دارد.

بازدارندگي و انواع آن

بازدارندگی از چه زمانی وارد مباحث سیاست بین الملل شد؟معمولاً بعد از جنگ جهانی دوم نوع جنگ‌ها تغییر پیدا کرد. با پیشرفت نظامی آمریکا و دستیابی وی به سلاحهای شیمیایی توازن قوا تا حدودی به هم خورد، اروپائیان که از جنگ دوم جهانی ضربات زیادی خورده بودند نگران حمله مجدد شوروی مخصوصاً به آلمان غربی بودند و شاید از اینجا بود که بازدارندگی آغاز شد.

البته این بازدارندگی بیشتر از سوی آمریکا علیه شوروی صورت میگرفت که بیشتر به نوعی باجگیری شبیه بود و این اوضاع تا دهه 60 ادامه داشت.

شوروی با دستیابی به موشک‌های دوربرد بالستیک در واقع به بازدارندگی متقابل دست یافت، از این به بعد کشورهای فاقد سلاحهای هسته ای به طور نسبی از جمع بازدارنده‌ها خارج شدند. (نسبی از آن جهت که همچنان کشورهای کوچک می توانستند با تکیه بر یکی از دو ابر قدرت از حمایت های وی برخوردار شوند)؛

پس در واقع برای بازدارندگی، حداقل دو قدرت هسته ای باید وجود داشته باشد، تا از طرف اول به موجب آن تهدید کند. چنانچه تغییری در وضع موجود داده شود، خسارت سنگینی برطرف دوم وارد میگردد

بازدارندگی به دوشکل است:

1- از طریق سلاحهای متعارف ( یا همان بازدارندگی متعارف) مثل هواپیما، تانک و موشک های فاقد کلاهک هسته ای که این نوع از بازدارندگی را تهدید به درد خفیف میگویند.

2- بازدارندگی از طریق سلاحهای هسته ای و کشتار جمعی (یعنی تهدید به درد شدید)

اين نوع بازدارندگی خود به سه شكل اجرا مي شود:

-بازدارندگی کلی (آنی )- از طرف ابر قدرتها همچون آمریکا و شوروی سابق

-بازدارندگی حداقل از طرف قدرتهای بزرگ یا متوسط همچون فرانسه، انگلستان، چین، هند و پاکستان .

-در مورد بازدارندگی غیر متعارف نوع دیگر از سوی فرانسویها مطرح میشود یعنی بازدارندگی نسبی که در تعریف آن می گویند بازدارندگی با هدف ضربه زدن به دشمن نه نابودی وی .

کاربردهای بازدارندگی

بازدارندگی از حمله مستقیم ( به این معنی که برای جلوگیری از حمله کشور دارای سلاح هسته ای به کشور بازدارنده تهدیدی علیه وی به کار برده می شود).

بازدارندگی از حمله به متحدین کشور بازدارنده.

بازدارندگی از ماجراجویی تجاوز گرانه کشور بازداشته شده که البته در تمامی این موارد بازدارندگی روانی صورت میگیرد.

در واقع زور و قدرت نقش مهمی را ایفا می کنند اما از آن مهمتر تاثیرات روانی یک تهدید است که باید از سطح مبالغه بدون اعتبار خارج شود و تهدید معتبری باشد.

چنانچه یک مادر فرزند خود را تهدید می کند که در صورت انجام کاری، وی تنبیه می شود این نوع بازدارندگی عملاً میان دولتها هم وجود دارد. (آمریکا شوروی را تهدید می کند در صورت استفاده از سلاح های شیمیایی وی نیز از سلاحهای خود علیه شوروی و یا متحدانش استفاده می کند) ویا برعکس توسط مادر به فرزند وعده داده می شود که در صورت انجام ندادن یک کار جایزه ای میگیرد ( بطور مثال در صورتی که روسیه تعدادی از سلاحهای شیمیایی خود را منهدم کند آمریکا نیز در مقابل چنین کاری را خواهد کرد).

-هدف نهایی اعمال بازدارندگی اینست که کشورهای مختلف علی الاصول کشورهای دارنده نیروهای هسته ای بتوانند به تعقیب سیاست های مبتنی بر منافع خود بپردازند و در عین حال از ایجاد شرایطی که منتهی به درگیری کشور با کشورهای رقیب شود جلوگیری کنند، پس در حقیقت هدف جلوگیری از جنگ و ایجاد صلح است علاوه برآن « هدف از بازدارندگی القاء ثبات به نحوی است که با ایجاد حالتی از تعادل ، طرفین بالقوه تخاطم را که احتمال وقوع جنگ بین آنها وجود دارد به حزم و احتیاط ترغیب کند. با این حال گروهی بر اساس دیدگاههای رئالیستی معتقدند صرفاً تسلیحات میتواند ضامن ثبات باشد، گروه دیگر ریشه کنی تسلیحات هسته ای را متضمن ثبات می پندارند( خلع سلاح کامل) ، گروه دیگر اعتقاد به کنترل تسلیحات دارند چرا که مسابقات تسلیحاتی خود خطرناک هستند، در مقابل گروه دیگر امنیت را در فاکتورهای اقتصادی می بینند، در نتیجه باید به توسعه و رفاه ملتها پرداخت و در نهایت گروه دیگر اخلاقیات و سازمانهای بین المللی را موجب صلح و امنیت میدانند.

- دولت ها اغلب زمانی به اعمال بازدارندگی روی می آورند که بخواند دیگر کشورها را از انجام اقدامات مضر به منافع خود منصرف نمایند.

- بازدارندگی با این که با مشکلاتی همراه است با این حال از اعمال زور آسان تر است . نمونه های موفق بازدارندگی جنگ خلیج فارس، عملیات سپر صحرا ( استقرار سربازان آمریکایی در عربستان سعودی پس از تهاجم عراق به کویت) مانع از آن شد که عراق به تهاجمات گسترده تر دست زند.

انواع بازدارندگی

بازدارندگی اولیه (هنگامی که یک کشور در معرض تهدید قرار می گیرد صورت می پذیرد) مانند ایجاد خط دفاعی ماژینو فرانسه برای ممانعت از حمله ی آلمان.

بازدارندگی گسسته (زمانی که کشورها در پی ممانعت از حمله به متحدین خود برآیند این نوع بازدارندگی اعمال می شود) مانند عملیات سپر صحرا .

بازدارندگی کلی (تهدیدات خاصی رادر بر نمی گیرد صرفاً بر این فرض استوار است که کشورها در صورت حصول فرصت برای نیل به مقاصد خود به زور متوسل می شوند).

بازدارندگی فوری(بنا به تعریف پاتریک مورگان:

در شرایطی حاصل می شود که حداقل مقامات یکی از دو کشور متخاصم در روابط میان خود به طور جدی حمله به منطقه ای از دنیا را که برای دیگری حائز اهمیت است مد نظر قرار دهد).

بازدارندگی به چهار روش قابل حصول است:

بازدارندگی از طریق اعمال مجازات ( تهدید دشمن به اعمال مجازات های سخت يعني در زماني صورت می گیرد که دشمن اقدامی مغایر با آنچه مورد نظر است انجام دهد) متداول ترین نوع بازدارندگی :

متعارف تا قبل از 1945 یعنی انقلاب هسته ای

2. هسته ای با سلاح های میکروبی و شیمیایی ( بمب اتمی ضعفا)

- اعمال تخدیر( القای این تصور به دشمن که از چنان قدرت دفاعی برخوردارید که تجاوز به آن بی ثمر خواهد بود مثل عملیات سپر صحرا.

- تجدید اطمینان ( تلاش می شود تا سایر کشورها متقاعد گردند که مقاصد مورد نظر شما خطری را برای آنها در بر نداشته و بدین سان از خطر اینکه تلاش های به عمل آمده در خصوص بازدارندگی منجر به بروز تهدیدات تدافعی از سوی سایر کشورها شود، کاسته خواهد شد. (در خلال جنگ سرد قدرت ها از این روش استفاده کردند) .

- سازش ( اعطای پاداش به دشمن در ازای خودداری از اتخاذ اقدامات نامطلوب ).

بازدارندگی از طریق اعمال مجازات

از نظر کلاسیک در بازدارندگی سیاست گذران افرادی منطقی تلقی می شوند.آنچه را می خواهند کسب و از آنچه علاقه ای به آن ندارند اجتناب می کنند.

« چنانچه تصمیم گیرندگان منطقی از انتخاب گزینه هایی که در تعارض با منافع آنهاست پرهیز کنند آن گاه رقبا می توانند با تهدید به اعمال مجازات های شدید رویه آنان را تحت تاثیر قرار دهند. کشورها با تهدید به اعمال محکومیت های طویل المدت مانند حبس یا حتی مرگ- مانع اقدماات تبهکاران می شوند و از وقوع جرم پیشگیری می کنند. برخی از کشورها از سال 1945 و در میان سیاست دولت ملت، توانایی تهدید به انهدام هسته ای را یافتند

سه شرط برای بازدارندگی :

عوامل بازدارنده باید به روشنی عزم خود را نسبت به دفاع از منافعی معین نشان دهد.

متخاصمین بالقوه باید بر این باور باشند که عوامل بازدارنده توانایی اعمال تهدیدات خود را دارند.

این اعتقاد باید در متخاصمین بالقوه وجود داشته باشد که عوامل بازدارنده با وجود هزینه هایی که در این راه باید متحمل شوند، تهدیدات خود را با قاطعیت عملی می کنند.

نکته در مورد شرط سوم كه معمولاً با مشکلاتی همراه است کشورها به طور معمول تهدید به انجام اقداماتی می کنند که در صورت شکست بازدارندگی تمایلی به انجام آنها ندارند. مثلاً بازدارندگی هسته ای .

الگوی اصلی بازدارندگی به صورت معادله زیر است:

Va.s+Vw.(1-s)>VO

Va ← مقادیر مربوط به آغازگر حمله می باشد که بدون ؟؟؟ جنگی مهم با قربانی و یا متحدین آن به موفقیت می رسد.

S ← ضریب موفقیت تهاجم موفقیت قطعی←0≥s≥1 ← عدم موفقیت

Vw ← مقادیر مربوط به آغازگر جنگ علیه هدف و متحدین احتمالی كه معمولاً منفی است.

VO← مسئول تداوم وضعیت جاری نمی شود و مربوط مقادیر وضعیت موجود « قابل پیش بینی » ميباشد. ( شرایط بدون حمله و جنگ )

کشورها صرفاً زمانی وارد جنگ می شوند که منافع مورد انتظار بیش از هزینه های تخمینی باشد. به عبارت دیگر چنانچه کشورها نتایج عاید از جنگ را نامطلوب تر از وضعیت موجود تصور کنند، به آن تن در نخواهند داد که البته چنین تصوری اشتباه است. دلیلی وجود ندارد که کشورها به این ذهنیت برسند که دورنمای عاری از جنگ مشابه وضعیت کنونی خواهد بود. چنانچه کشوری آینده را بهتر بداند، می تواند بشکل معقولانه ای از جنگی پرهیز کند به تصور آنكه منتج به منافع قابل ملاحظه ای می شود و در صورتیکه اوضاع کنونی را به شکل نامطلوبی رو به دخالت ببیند، آنگاه می تواند تن به جنگی دهد که منافع مورد انتظار آن به مراتب کمتر از صفر باشد.

مثال - تصمیم ژاپن در خصوص حمله به پرل هاربر و نيز تصمیم آلمان مبنی بر ورود به جنگ در سال 1914 –تصمیمات انورسادات در خصوص آغاز جنگ 1973 و صدام حسین در جنگ 1980 تا حدودی مشابه یکدیگر است .

مک نافر سادات را فردی نا امید معرفی می کند:

« تحمل شرایط موجود دیگر ممکن نبود، چرا که مبارزه متعارف سادات صرفاً به اغتشاش کشیدن وضعیت موجود و معطوف ساختن توجه ابرقدرتها به مسأله سرزمین های اشغالی محسوب می شد با این وجود، حمله موجب بروز مخاطره و شکست نظامی شد».

یا

« چنانچه عراق در مدت زمان پیش از آغاز تجاوز مرزی به ایران دست به هیچ اقدامی نزده بود، چه اتفاقی می افتاد؟ آیا صدام حسین با مخاطرات کمتری مواجه می شد؟ اینکه صدام حسین نیز همانند سادات علاقه ای به موضع انفعالی نداشت، نظریه قابل قبولی است

الگوی اصلی بازدارندگی نشاندهنده بازدارندگی از طریق مجازات و تخدیر است.

بازدارندگی از طریق تخدیر

عبارت است از متقاعد ساختن متخاصم نسبت به اینکه انجام تجاوز موفقیت آمیز- چنانچه غیر ممکن نباشد- بعيد خواهد بود. و اعمال استراتژی مجازات بدون وجود قابلیت تخدیر غیر ممکن است.

این استراتژی با پیدایش بمباران استراتژیک و بویژه انقلاب هسته ای تغییر یافت یعنی در حال حاضر کشورهای ضعیف می توانند با تهدید به مقابله به مثل هسته ای موجبات بازدارندگی کشورهای قدرتمند را فراهم آورند.

بعد از این استراتژی بیشتر تاکید بر اجتناب از جنگ ها بوده تا پیروزی برجنگبه علت وسعت تخريب سلاح های کشتار جمعی .

هرمن کان دیدگاه متفاوتی در خصوص جنگ هسته ای ارائه می دهد. وی نوع اول بازدارندگی ( از طریق اعمال مجازات) را از نوع دوم ( تخدیر متمایز می کند).

نوع دوم بر این فرض استوار است که قابلیت رزم در جنگ موثرترین نوع بازدارندگی، حتی در مورد سلاح های هسته ای است که این نوع بازدارندگی به عبارتی همان بازدارندگی از طریق تخدیر است.

از آنجائی که سلاح های متعارف توانایی انهدام گسترده و وسیع سلاح های غیر متعارف را در جنگ های هسته ای ندارند، لذا تخدیر از ضرورت بیشتری برخوردار می باشد.

تخدیر بر دو نوع بوده است :

1- دفاع عامل

الف - سیستم های آفندی

ب- سیستم های پدافندی

2- دفاع غیر عامل

الف موانعي مثل دیوار چین و خط ماژینو فرانسه

ب مستحکم ساختن اهداف نظامی و غیر نظامی

ج ائتلاف و اتحادهای رسمی و غیر رسمی

صرف اعمال استراتژی تخدیر قدرت لازم را ندارد چرا که در انتظار شکست بدون هزینه بازدارندگی محسوب نمی شود برای تقویت بازدارندی از طریق تخدیر تهدید به اعمال مجازات ضروری است. دفاع عامل از احتمال بازدارندگی بیشتری برخوردار است.

استراتژی تجدید اطمینان

یکی از افسران پلیس نیویورک در متروی این شهر به سَمت افسر سیاه پوست دیگری که با لباس شخصی بود شلیک می کند و وی را به شدت مجروح می کند. چرا که تصور کرده که ان شخص مجرم است و از ترس اینکه مبادا ابتدا از طرف وی مورد اصابت گلوله قرار بگیرد به وی شلیک می کند.

هدف از تجدید اطمینان اجتناب از بروز خشونت های ناشی از چنین تصورات نادرستی است در نهايت رفع بیم متخاصم با یکی از این تاکتیک ها ممکن است :

تاکتیک تجدید اطمینان :

اطمینان لفظی ( یک جانبه )

ممانعت

تعهدات لازم الاجرا

قواعد غیر رسمی همکاری

رژیم های محدود امنیتی

استراتژی سازش

به معنای رفع علت اصلی مناقشه که البته آخرین انتخاب است و با استقبال چندانی روبرو نشده است .

علیرغم اعتبار ناچیز آن سیاست موفقی برای کشورهای قدرتمند و ضعیف است ( مثال : باج دهی انگلستان به آمریکای در حال ظهور در دهه های پیش از آغاز جنگ جهانی اول).

نتيجه گيري

در پايان به اين نكته بايد اشاره كرد كه مفهوم بازدارندگي با تمام فراز و نشيب هاي خود همچنان مسير خود را به عنوان يك استراتژي قوي و پويا طي مي كند با اين وجود ،در قرن بيست و يكم، ادبيات استراتژيك به گونه قابل توجهي تغيير يافته است. "كالين گري" بر اين اعتقاد است كه سلاح هاي كشتار جمعي ابزار مطلوب ضعفا در دوران جديد هستند. چنين اعتقادي منجر به ظهور پارادوكس هاي مشهوري در ادبيات و رفتار استراتژيك مي شود. اگر ابزارهاي كشتار جمعي تكامل و توسعه پيدا كنند، در آن شرايط از اين ابزارها براي مقاصد محدود نظامي استفاده خواهد شد. اين امر به منزله آن است كه خويشتن داري كشورها كاهش مي يابد و در نهايت اين كه سياست بازدارندگي با شكست روبه رو خواهد شد. قدرت هاي بزرگ از طريق مذاكره، تنش زدايي و توافقات استراتژيك توانستند بازدارندگي را براي مدت طولاني حفظ كنند. اين امر در قرن بيست و يكم با نشانه هايي از تغيير روبه روست.

هنري كسينجر وزير اسبق امور خارجه آمريكا در سخنراني خود در مركز مطالعات خارجي آمريكا نگراني خود را نسبت به آينده استراتژيك جهان ابراز داشت. وي معتقد است كه جهان آينده امن تر از دوران جنگ سرد نيست. زيرا در دوران جنگ سرد، قدرتهاي بزرگ نسبت به قواعد بازي آگاه بودند و براساس شاخص هاي مربوط به قواعد جنگ سرد، رفتار خود را تنظيم مي كردند. در دوران موجود، جلوه هايي از ابهام در رفتار استراتژيك وجود دارد.

آنچه را كه كسينجر بيان مي دارد، مي توان نشانه هايي از نگراني نسبت به آينده دانست. از سوي ديگر، شواهد نشان مي دهد كه بازيگران مؤثر در سياست بين الملل و قدرت هاي بزرگ به توافق سازمان يافته در مورد موضوعات استراتژيك دست يافته اند. اين توافق جلوه هايي از رفتار مشترك و هماهنگ بين بازيگران و قدرت هاي بزرگ را به وجود مي آورد. به طور كلي، رفتار استراتژيك بازيگران اصلي در سياست بين الملل مبتني بر هماهنگ سازي در حوزه "سياست عالي" است. سياست عالي به منزله موضوعاتي تلقي مي گردد كه پيوند مؤثري با امنيت بين الملل دارند. به همين دليل است كه مباحث مربوط به تكنولوژي هسته اي و همچنين ابزارهاي كشتار جمعي در حوزه "سياست عالي" قرار مي گيرند. به طور كلي، انعطاف پذيري قدرت هاي بزرگ در حوزه موضوعات استراتژيك محدود مي شود.

+ نوشته شده در Mon 28 Jan 2008ساعت توسط حسین آجورلو |