خلاصه کتاب

منافع ملی در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران

تالیف دکتر مقصود رنجبر

 

خلاصه نویس : حسین آجورلو

دانشجوی کارشناسی ارشد مطالعات منطقه ای

دانشکده علوم سیاسی

 

 

جهت ارائه به درس

سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران

استاد مربوطه :خانم دکتر شکوهی آذر

 

 

 

فصل اول:

مبانی نظری:تعاریف ومفاهیم

دربارۀ تعریف منافع ملی در میان صاحب نظران و کشورهای مختلف، اختلافاتی وجود دارد، ولی می توان گفت که منافع ملی، معیاری در سیاستگذاری و تجزیه و تحلیل سیاست خارجی می­باشد که سیاستمداران، براساس آن اقدام می­کنند و صاحبنظران نیز کنشها و واکنشهای سیاست خارجی را مورد ارزیابی قرار می­دهند.

الف) تاریخچه منافع ملی

باور به منافع و ضرورت تعقیب آن از سوی حکومتها، باوری دیرین در اندیشه و سیاست بشری به شمار می­آید.

اولین کاربرد منافع ملی تحت عنوان منفعت عمومی را می­توان در میان اندیشمندان یونانی مانند دیوتوس و توسیدید سراغ گرفت. توسیدید، مورخ برجسته یونانی، «منفعت» را موقعیت دولت از نظر قدرت تعبیر می­کند.

ولی آنچه تحت عنوان «منافع ملی» مطرح می­شود، حاصل تأسیس واحدهای ملی است که «منافع» را در قالب «ملی» به هدف اصلی سیاست خارجی دولتها تبدیل ساخته است.

از آغاز تشکیل دولتهای ملی در اروپا (بعد از قرارداد و ستفالیا) منافع کشورها از ماهیت فردی به ماهیّت ملی تغییر یافت.

در واقع تشکیل دولت ملی نه تنها شکل سنتی حکومت را- سلطنتی یا امپراتوری- از میان برد، بلکه ماهیت قدرت را نیز دگرگون ساخت و منبع قدرت سیاسی را حاکمیت ملی قرار داد که تعقیب منافع ملی، نیز نتیجۀ همین دگرگونی است.

از لحاظ نظری، اولین بار چارلز بیرد، مفهوم منافع ملی را در متون تخصصی روابط بین الملل وارد کرد و از آن زمان تجزیه و تحلیل نظری این مفهوم، آغاز شد این مفهوم در نظریه­های مورگنتا در تحلیل سیاست خارجی جایگاه کلیدی پیدا کرد و پس از آن همواره در متون نظری و سیاست عملی دولتها اروپایی و امریکایی، مورد استفاده واقع شد.

ب)مفهوم منافع ملی

1.مفهوم منفعت

در غرب حوزۀ فردی و حوزۀ جمعی از یکدیگر جدا و متمایز است. در حوزۀ فردی، منافع فردی اولویت دارد و در حوزۀ جمعی، منافع جمعی در اولویت است. دولت نیز به عناون مظهر منافع جمعی، مصالح عمومی را در سیاستهای خود دنبال می­کند. با وجود این، جمع بین منافع فردی و منافع جمعی در قالب یک ملت، همواره دارای ابهامات اساسی است.

2.منفعت ملی

از آنجا که در این نوشتار مفروض ما این است که هر دولتی در چارچوب سرزمینی خاص و با ملتی تحت حاکمیت خود به دنبال تأمین منافع خود می­باشد.

3.رویکردهای مختلف در تعریف منافع ملی

                 واقع گرایان عینی گرا

                 واقع گرایان ذهنی گرا

                 واقع گرایان مخالف منافع ملی

به طور کلی، واقع گرایان- اعم از عینی گرا یا ذهنی گرا- در مورد ارتباط منافع ملی و بین المللی، دارای نگرش تعارضی هستند. آنان معتقدند که بین منافع ملی و منافع بین المللی تعارض وجود دارد.

عینی گرایان، منافع ملی را واقعیتی عینی می­دانند که دارای عناصر عینی و شاخصهای قابل اندازه گیری است.مورگنتا یکی از برجسته ترین واقع گرایان است.

در مقابل عینی گرایان، وقاع گرایان ذهنی گرا- با وجودی که از منظر مبانی واقع گرایی سیاست بین الملل را تحلیل می­کنند­- منافع ملی را بیشتر پدیده­ای ذهنی می دانند و بر نقش تصمیم گیرندگان و الگوی ذهنی آنان تأکید می­کنند.گفتنی است که برداشت ذهنی گرایان دارای نارسایی های عمده­ای است. چرا که بر اساس تبیین ذهنی گرایان از مافع ملی، هر اقدامی در سیاست خارجی و داخلی می­تواند در راستای منافع ملی توجیه شود.

البته مفهوم «منافع ملی» ازسوی برخی از وافع گرایان مورد نقد واقع شده است. برخی از آنها مانند ریموند آرون، مافع ملی را مفهومی پوچ و فاقد ارزش قلمداد می­کنند.

4.نقد منتقدین از منافع ملی

الف) منفعت ملی مفهوم غیر دموکراتیک

ب) غیر عقلانی بودن منفعت ملی

ج) انحصار گرایانه بودن مفهوم منفعت ملی

د) انتقاد از مکتب واقع گرایی :برخی از انتقادات از منافع ملی به خود  مکتب واقع گرایی بر می­گردد که مافع ملی را بالاتر از سایر اصول اخلاقی، می­داند و «اخلاق نشناس» (amoral) یا حتی «اخلاق ستیز» (immoral) خوانده می­شود.

فصل دوم:

مفهوم پردازی در سیاست خارجی و منافع ملی

الف) ضرورت مفهوم پردازی در سیاست خارجی

همان طور که پرفسورروح الله رمضانی در کتاب سیاست خارجی ایران تأکید می کند، مفهوم پردازی در باب سیاست خارجی در کشورهای در حال توسعه ضروری است.

مفاهیمی که در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران باید به آن پرداخت.

1. وجه انقلابی سیاست خارجی

2. وجه اسلامی سیاست خارجی

3. وجه توسعه نیافتگی سیاست خارجی

ب) بررسی آثار

در این بخش به بررسی آثار دیگران در باب منافع ملی پرداخته اند ایشان بررسی منافع ملی از اثار اسلامی را به دلیل جدید بودن این مفهوم صحیح نمی داند و در کتاب های دیگر مانند سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران  ،اصول ومسائل آن اثر منوچهر محمدی  در کتاب اصول سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران اثر احمد بخشایشی کمتر به مفهوم منافع ملی پرداخته اند در کتاب سیاست خارجی ج. ا.ایران تالیف بیژن ایزدی اگر چه به منافع ملی پرداخته ولی راه کار آنرا به متخصصین دین موکول کرده در کتاب منافع ملی و مسولیت های فرا ملی تعلیف سید صادق حقیقت منافع ملی را در حکومت اسلامی همان منافع فرا ملی می گویند بررسی آثار فوق نشان می دهد که در این زمینه خلا نظری جدی به چشم می خورد که همین امر در بروز تعارضات عملی و ناکار آمدی دستگاه سیاست خاجی موثر بوده است.بنابراین تلاش برای پر کردن این خلا نظری می تواند راهگشا باشد.

فصل سوم :

تبیین مفهوم منافع ملی

الف) منفعت

به طور کلی می توان گفت عنصر «مصلحت» که در متون دینی و اسلامی آمده، بر معنای منفعت دلالت می­کند.

ب) منفعت ملی

1. امت گرایی، ملت گرایی و منافع ملی

«امت» در لغت به جامعۀ انسانی که قصد و نظر مشترک داشته باشند اطلاق می شود و از لحاظ اسلامی، مرز جامعه، عقیده و ایمان است که با مرزهای جغرافیایی قابل مقایسه نمی­باشد.

«دارالسلام» شناخته می شود و مرز آنان مرز دارالسلام و دارالکفر خواهد بود.

بعد از پیروزی انقلاب اسلامی امت گرایی به عنوان یکی از اهداف دولت جمهوری اسلامی ایران در سیاست خارجی مطرح شد که بر اساس آن، حوزۀ مسئولیت جمهوری اسلامی ایران حوزۀ جهان اسلام است و در نتیجه منافع ملی تحت الشعاع منافع جهان اسلام است.

یکی از دیدگاههای و نظریات معروفی که در این زمینه مطرح شد، نظریۀ «ام القری» بود. با وجود اینکه این نظریه در مقایسه با برخی نظریات اولیه، نظریۀ تعدیل شده­ای محسوب می­شد، ولی هدف اصلی آن، این بود که امت گرایی را در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران تئوریزه کند.

2. تصوری از منافع ملی و رابطۀ آن با جهان اسلام

برخی معتقدند که اصولاً در سیاست خارجی، اهداف فراملی در راستای منافع ملی است و مصالح اسلامی مسأله­ای فرعی به شمار می­آید. بر اساس این تصور در صورتی که ایران اهداف فراملی را تعقیب می کند، این اهداف خود در راستای منافع ملی است و همین که منافع مسلمانان و مصالح امت اسلامی تأمین می­شود، خود به خود در راستای منافع ملی نیز می باشد و در این زمینه پیوند ناگسستنی وجود دارد.

مهرداد مشایخی چهار ملی گرایی را بازیابی می­کند که در این تقسیم بندی رهبرانانقلاب اسلامی ایران نیز می­گنجند. این تقسیم بندی عبارت است از:

1.      آزادی خواهی-  ملی گرایی: ملکم خان- حسن تی زاده؛

2.      ملی گرایی ایرانی: آقا خان کرمانی و فتحعلی آخوندزاده که بر گذشتۀ ایران، قبل از اسلام ایران تأکید می­کردند.

3.      ملی گرایی اجتماعی: طالبوف و حیدر خان عمو اوغلو؛

4.   ملی گرایی اسلامی: سید حسن مدرس، سید جمال الدین اسد آبادی، امام خمینی، هاشمی رفسنجانی، استاد مرتضی مطهری و شهید طالقانی

 

بنابراین تعقیب منافع ملی نیز بر این اساس و در چارچوب دولت ملی و جمهوری امری کاملاً ممکن به نظر می­رسد. دولت ملی درقالب سرزمینی خاص و محدود، نمایندۀ منافع تمام شهروندانی است که در آنجا ساکن هستند. دولتی که بتواند رفاه اقتصادی نسبی را در جامعه فراهم کند،دولتی مشروع خواهد بود که شکافهای هویتی را به تدریج در جامعه مستحیل خواهد ساخت. از این رو مشکل اصلی نه در عدم یکپارچگی اقوام، بلکه در فقدان حاکمیت ملی به مفهوم واقعی آن است. در جامعه­ای که قدرت بر ارادۀ ملی استوار نباشد، حکومت فاقد مشروعیت خواهد بود و در نتیجه نه توان تأمین منافع ملی را خواهد داشت و نه توانایی حل بحران هویت را دارد.

دولت ملی واقعی با اتکا به نهادهای دموکراتیک، به راحتی می­تواند درداخل، نمایندۀ هویتهای مختلف قومی (در قالب شهروندان) باشد و در نظام بین المللی نیز می تواند منافع ملی آن جامعه را تعقیب و تأمین کند. همچنین دولتهای غیر دموکراتیک حتی اگر مشکل هویتهای چندگانه را نداشته باشند، قادر به تأمین منافع خود در عرصۀ جهانی نخواهند بود.

فصل چهارم:

تحولات منافع ملی در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران

الف) ساختار نظام سیاسی و منافع ملی

در یک نظام سیاسی اقتدار گرا، معمولاً حفظ منافع نخبگان حاکم، به نام منافع ملی صورت می­گیرد. در نظامهای ایدئولوژیک نیز حفظ منافع ملی، تحت الشعاع روایتهای ایدئولوژیک از قدرت و سیاست داخلی و خارجی قرار می­گیرد. اما در یک نظام سیاسی دموکراتیک ، منافع ملی صرفاً مربوط به امنیت قدرت حاکم نیست. بلکه به مفهوم تأمین منافع عموم و یا خیر عمومی است.

ب) سرگذشت منافع ملی در جمهوری اسلامی ایران

1. دهه اول انقلاب اسلامی و رویکرد فراملی

2.  دهه دوم و طرح اندیشۀ منافع ملی

3. منافع ملی در شرایط نوین سیاست خارجی ایران

فصل پنجم:

دیدگاههای مختلف دربارۀ منافع ملی در ایران

الف) دیدگاه احزاب و جناحهای سیاسی دربارۀ منافع ملی

1. جناح راست سنتی

جامعۀ روحانیت مبارز و تشکلهای همسو بدنه اصلی حناج راست سنتی را تشکیل می­دهند. این جناح، بیشتر از علمای سنت گرایی تشکیل شده که در اندیشۀ ایدئولوژیک کردن دین هستند و معتقدند که برای فهم پدیده­های سیاسی مختلف، می توان به «کتاب» و «سنت» مراجعه کرد.

دردیدگاههای اولیۀ این جناح، مفهوم منافع ملی مورد غفلت واقع می­شد و وظیفه حکومت را تأمین منافع فراملی جهان اسلام می­دانستند.

همچنین این جناح از آنجا که دارای گرایشهای بیگانه ستیزی است، متمایل به برقراری مناسبات نزدیک بین المللی با تمامی کشورها نیست.

به طور کلی در این جناح از صاحبنظران علمی، چندان استفاده نمی­شود و اصولاً «تعهد» را بر «تخصص» ترجیح می­دهند که این امر قرابت چندانی با منافع ملی ندارد. گفته­های ناطق نوری یکی از شخصیتهای برجسته این جناح را ذکر می کنیم:

مسئولیت (ریاست جمهوری) یک مسئولیت سنگین است و علاوه بر مسئولیت 60 میلیون مردم ایران، مسئولیت یک میلیارد و چند صد میلیون مسلمان هم بر دوش رئیس جمهور قرار دارد. چرا که اینجا

2.جناح چپ سنتی

این جناح نیز متشکل از طیفی از نیروها و علمای انقلابی است که از جناح راست سنتی جدا شده­اند که «مجمع روحانیون مبارز» مهم ترین نمایندۀ این جناح است. برخی سازمان مجاهدین را در دورن این جناح مطالعه می کنند که نگارنه با آن موافق نیست.

بر خلاف جناح راست سنتی که در برخی زمینه ها از ملاحظات ایدئولوژی و رادیکال کمتر حمایت می­کند، در این جناح افرادی هستند که از لحاظ فرهنگی، سیاسی و اقتصادی دارای اندیشه­های رادیکالی و انقلابی هستند و همواره خواهان دگرگونیهای انقلابی بوده­اند. از این رو در سیاست خارجی رهیافتی آرمان گرایانه دارد و با واقع گرایی نمی­تواند کنار بیاید به همین دلیل یکی از سرسخت ترین مدافعان صدور انقلاب بوده­اند که هنوز بر دیدگاههای خود اصرار می­ورزند.

3. کارگزاران سازندگی

از لحاظ سیاسی این حزب مولود شرایط سیاسی خاصی بود که در طی آن عده­ای از نخبگان اجرایی بودن وجود مبنای فکری عمیق و سازمان یافته، صرفاً برای شکل دادن به یک جریان سیاسی در مقابل جناح حاکم در آن موقع (راست سنتی) آن را ایجاد کردند که علاوه بر این چندان پیرامون مسائل مختلف سیاسی، اقتصادی و فرهنگی اتفاق نظر نداشتند.

بااین حال دیدگاهی که کارگزاران سازندگی از منافع ملی ارائه می­دهد به صورت آشکاری از دیدگاههای ایدئولوژیک سرچشمه می­گیرد.

4. جناح چپ جدید

این جناح از درون جناح چپ سنتی بهوجود آمد؛ ولی دیدگاههای آن به شدت از جناح چپ سنتی فاصله گرفته است تا حدی که یک جریان کاملاً جدید سیاسی در کشور به وجود آمده است. گروهها و احزاب اصلی تشکیل دهنده، شامل سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، حزب جبهه مشارکت ایران اسلامی، دفتر تحکیم وحدت و دیگر گروهها و جریانهای وابسته به آن می­باشد.

همچنین این جناح از لحاظ بنیانهای علمی و تئوریک از مبانی نظری غنی تری برخوردار است؛ اما با این وجود در مواجهه با واقعیت نمی­تواند تناقضهای سیاسی خود را حل و فصل کند و این امر به دلیل حاکمیت روحیات ایدئولوژیک و انقلابی گری در ذهنیت این جناح است.

ب) جایگاه حقوقی منافع ملی

قانون اساسی دو محور اصلی را در این زمینه مشخص می کند:

1.      سیاستهای کلان و خطوط اصلی سیاستهای داخلی و خارجی کشور در راستای منافع ملی

2.      ساختارهای تصمیم گیرنده در عرصۀ منافع ملی.

آقای سریع القلم می­گوید:

تا زمانی که تناقضات حقوقی مربوط به سیاست خارجی در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران در ارتباط با چگونگی حلقه های وصل میان ابعاد ایدئولوژیک و ابعاد فراملی حل و فصل نشوند، طراحی نظری و کاربردی استراتژی ملی و ایجاد ترکیبهای فراملی امکان پذیر نخواهد بود.

ج) جهانی شدن و منافع ملی در جمهوری اسلامی ایران

شاید مهم ترین وجه جهانی شدن، تحدید حاکمیت ملی است که در ابعاد مختلف اقتصادی، سیاسی و فرهنگی خود را بر دولتهای ملی تحمیل می­کند.

با وجود روند قدرتمند و فزایندۀ جهانی شدن، دولتهای ملی هنوز کارکرد پیشین و اصلی خود را ادامه می دهندو در عین حال برخی از صاحبنظران معتقدند که دولتهای ملی با وجود اینکه در برخی حوزه­ها صلاحیت تام خود را از دست می­دهند، ولی به هر حال تا آینده­ای قابل پیش بینی هنوز بازیگر اصلی باقی خواهند ماند.

د) عقلانیت و منافع ملی

در دهۀ دوم انقلاب اسلامی و در مباحث تحلیلی در زمینۀ سیاست خارجی، معمولاً واژه های «عقلانیت» و «منافع ملی» به صورت توأمان به کار رفته است. بدین معنا که بیشتر صاحبنظران و تحلیلگران، گرایش به عقلانیت در سیاست خارجی را زمینه ساز توجه به منافع ملی می­دانند.

برخی از صاحبنظران معتقدند عقلانیت در بستر علم گرایی می روید: «در سیاست خارجی در حال توسعه، علم جایگاهی ندارد.» بنابراین می­توان گفت که «عقلانیت» و «منافع ملی» از لحاظ عملی در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران ملازمه دارند که از لحاظ نظری ملازمت آنها مورد تأکید است.

ه) نظام بین المللی و منافع ملی

نظام بین الملل قواعد خود را بر رفتار واحدهای ملی تحمیل می کند. در حال حاضر، اصل در نظام بین الملل تعقیب و تأمین منافع ملی است و در این نظام همۀ دولتهای جهان دارای منافعی هستند که در جهت تأمین منافع خود تلاش می­کنند.

کشور که نسبت به قواعد محیط بیرونی بی توجه باشد، طبیعتاً تلاش خواهدکرد روشی برخلاف رویۀ غالب در محیط بین الملل تعیین کند که در واقع این امر نشان دهندۀ این است که از منطق عقلانی لازم در تصمیم گیریهای خود بهره نمی­گیرد.

و) واقع گرایی و منافع ملی

توجه به منافع ملی در سیاست خارجی از لوازم ذاتی واقع گرایی است؛ به عبارت دیگر، تنها از طریق واقع گرایی می توان در سیاست خارجی برحسب منافع ملی عمل کرد. همچنین پارادایم واقع گرایی، تعقیب منافع ملی را به یک ضرورت حیاتی تبدیل می­کند.

فصل ششم :

راهبردهایی برای تأمین منافع ملی

الف) متغیر های مؤثر در پی­­گیری و تأمین منافع ملی

نکته اول: متغیر بودن منافع ملی کشور است.

نکته دوم: توجه به جنبۀ «ملی» منافع ملی است.

نکته سوم: نقش و جایگاه نخبگان در پدید آوردن چنین فضایی در تصمیم گیری سیاست خارجی است.

نکته چهارم: تعیین اهداف ملی در چارچوب منافع ملی است.

ب) محورهای اساسی در تدوین اهداف سیاست خارجی

1. عوامل و منابع مؤثر در شکل گیری اهداف سیاست خارجی

نکته اول، انسجام درونی بین اهداف تعیین شده می­باشد.

نکته دوم، ضرورت تناسب بین اهداف داخلی و خارجی نظام

نکته سوم، ضرورت تناسب میان اهداف سیاست خارجی با خواسته­ها و نیازهای داخلی

نکته چهارم، ظرفیت پذیری ائتلاف و یا حداقل همکاری با دیگر کشورها

نکته پنجم، در نظر گرفتن رابطه  با اهداف  و وسایل یا اهداف و قابلیتها و امکانات

نکته ششم، که بعد خارجی در تعیین این اهداف مهم است به این امر باز می گردد که هر دولت- ملت چه نقشی برای خود در عرصۀ سیاست خارجی بر می­گزیند.

2. اهداف ملی در سیاست جمهوری اسلامی ایران

محمود سریع القلم اهداف سه گانۀ زیر را به عنوان اهداف اساسی سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران مورد توجه قرار داده است.

الف) رشد و توسعۀ اقتصادی، حفظ تمامیت ارضی و حاکمیت ملی؛

ب) دفاع از مسلمانان و نهضتهای آزادی بخش و تعارض با اسرائیل و غرب (به خصوص آمریکا)

ج) استقرار یک جامعه اسلامی بر اساس مبانی شیعه

ایشان تصریح می کند که این سه هدف، از سه جنس و سنخیت مختلف هستند و در یکی از اهداف و جهت گیریها، از مبانی و حتی راهبردهای خاص تبعیت می­کنند.

نتیجه گیری:

سیاستهایی است که در پیش می گیرد و تنها در صورتی خواهد توانست به اهداف و آرمانهای خوددست یابد که بتواند امکانات و منابع خود را حفظ و گسترش داده و بر قدرت و ثروت ملی خود بیافزاید. در غیر این صورت نه تنها هیچ آرمانی تحقق نخواهد یافت، بلکه ثبات سیاسی، مشروعیت و بقای آن در معرض تهدیدهای جدی خواهد بود.

 

 

+ نوشته شده در Fri 16 Nov 2007ساعت توسط حسین آجورلو |